ابو القاسم راز شيرازى
236
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
اعمال و فرمودهاند : « و اختم لنا بالسّعادة ، و اختم لنا بالخير و اختم لنا بالعافية » « 65 » . و حضرت ابراهيم خليل ( ع ) مىگويد : وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ « 66 » ، و حضرت يوسف صدّيق مىگويد : تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ « 67 » . و از بزرگان دين منقول است كه بعضى از انبياء سؤال از حضرت عزّت نمودند از امر « بلعم بن باعور » « 68 » و ارتداد او كه چگونه بعد از اين آيات و كرامات و استجابت دعوات ، مطرود حقّ تعالى شد ؟ فقال اللّه تعالى : لم يشكرني يوما من الايّام على ما اعطيته ، و لو شكرنى على ذلك مرّة لما سلبته ؛ يعنى حقّ تعالى فرمود كه شكر نكرد مرا « بلعم » ، روزى از روزها بر آنچه عطا كرده بودم ، و اگر شكر كرده بود مرا بر اين نعمت يك مرتبه ، هرآينه سلب نمىكردم نعمت اسلام و ايمان را از او .
--> ( 65 ) - . . پايان كار ما را سعادت و نيكبختى گردان . . پايان كار ما را نيكو گردان . . پايان كار ما را عافيت قرار ده . ( 66 ) - مرا و فرزندان مرا از پرستش بتان بدور دار . . : سورهء 14 آخر آيهء 35 ( 67 ) - مرا مسلمان ميران و با شايستگان و صالحان قرين فرماى . . : سورهء 12 آخر آيهء 101 ( 68 ) - در « سفينة البحار » تأليف « محدّث قمى » در ذيل كلمهء « بلعم بن باعوراء » در تفسير اين آيه : وَ تْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ : سورهء 7 آيهء 175 از حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام مطلبى نقل شده كه ترجمهء آن آورده مىشود : اين آيه درباره « بلعم بن باعوراء » كه او مردى اسرائيلى بود نازل شد . حضرت ابو الحسن الرّضا عليه السّلام فرمود : به « بلعم بن باعوراء » اسم اعظم عطا شده بود او به آن اسم دعا مىكرد و اجابت مىشد تا آنگاه كه به « فرعون » متمايل گرديد و چون « فرعون » در پى موسى و ياران او روان مىشد از « بلعم » خواست تا بر موسى و يارانش نفرين كند « بلعم » بر مركوب خود سوار شد تا در طلب موسى روان شود امّا مركوب از رفتن باز ايستاد و چون « بلعم » براى راندن آن به خشونت و تازيانه متوسّل شد خداى تعالى آن مركوب را به زبان آورد تا به زبان فصيح او را مخاطب قرار داده گفت : براى چه اينهمه مرا مىزنى آيا مىخواهى كه به همراه تو بيايم تا بر حضرت موسى و مؤمنان تابع او نفرين كنى ؟ ! و « بلعم » همچنان آن حيوان بينوا را تازيانه مىزد تا به هلاكت رسانيد در اين هنگام اسم اعظم الهى ( به كيفر اين ستمگرى ) از لسان او جدا شد اينست تفسير قول الهى : فانسلخ منها . . .